ابزار وبلاگ

دوربین مدار بسته

افزایش بازدید

کد ذکر صلوات

اصطلاحات زورخانه ای

نوشته شده توسط: سعید رحیمی در ۰۳ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۱۳
 

اصطلاحات زورخانه ای

كهنه سوار و مرشد: چون در مورد اين دو شخصيت ورزشي بنا به ضرورت در گفتار (4) بحث كرده ايم علاقه مندان به همان گفتار مراجعه فرمايند.

پيش كسوت: كسوت در لغت به معني لباس ...

است و در اصطلاح اهل تصوف به لباس فقر گفته مي شود و چون غالب آداب و مراسم و اصطلاحات زورخانه از فتوت و فتوت از تصوف سرچشمه گرفته است اين عنوان در زورخانه ها رايج شده است؛

ولي در خارج از زورخانه نيز به كساني كه در امري سابقه و تقدم دارند نيز اطلاق مي شود و معمولاً اين عنوان در زورخانه خاص ورزشكاران سابقه دار و كساني است كه زودتر به كسوت جوانمردي و پهلواني يعني تنكه و نطع و ساير پوشيدني هايي كه در گفتار (9) ذكر خواهد شد، در آمده اند.

پيش قدم: اين عنوان مرادف پيش كسوت است و از اصطلاحات فتيان (جوانمردان) است كه اعراب آن را كبير، شيخ، مقدم، قائد و رأس الحرب مي گويند و فارسي زبانان آن را به پيشقدم تعبير كرده اند.

پيش خيز: اين اصطلاح كه فعلاً تا حدي متروك است و به ندرت گفته مي شود؛ تركيبي است در برابر پس خيز و اين دو طبقه كساني بوده اند كه در گذشته در جلو و عقب اسب رجال و بزرگان حركت مي كرده اند و پيش خيزان مأمور بازكردن راه و از طبقه شاطرها بوده اند كه ما , در گفتار (هشتم) در اين باره بحث خواهيم كرد ولي در زورخانه ها عنوان پيش خيز مخصوص جوانان نورس و پر حرارت و نوچه هاي فوق العاده علاقمند به ورزش بوده و اين دو اصطلاح در متن جواز تنكه پوشيدن پهلوان ميرزابيگ در گفتار (نهم) از اين كتاب خواهد آمد.

نوچه: به جوانان ورزشكار كشتي گيري اطلاق مي شود كه در زورخانه مخصوصي تحت تعليم قرار مي گيرند و شاگرد پهلوان بخصوصي هستند.

نوخاسته: به جوانان و نوچه هايي اطلاق مي شود كه دايره عمل ورزشي و هنر شيرين كاري خود را وسعت داده و براي ارائه هنر و حريف طلبي در كشتي به زورخانه هاي ديگر هم مي روند.

ساخته: اين واژه به كسلني اطلاق مي شود كه در اثر كوشش در ورزش اندام برازنده و با تناسب پيدا كرده بطوري كه تماشاي اندام انها تحسين برانگيز است.

صاحب زنگ و صاحب ضرب: در گود مقدس پهلواني و صاحب كوتي مورد احترام ورزشكاران است. بهنگام ورود اين گروه بسته به مقامشان : مرشد به ضرب يا به زنگ و اگر پهلوان قدر به ضرب و زنگ هر دو زند و اگر پهلوان از سلاله سادات باشد يا مقام پهلواني كشوري داشته باشد صلوات هم مي فرستند.

پهلوانان صاحب تاج: مقصود از پهلواناني است كه بعد از وصول به مقام پهلواني از طرف پيشوايان طريقت وپيران دليل به اجازه استفاده از تاج فقر كلاه نمدي پيشوري سه ترك به آنان داده مي شود . شرح كامل اين موضوع را در گفتار (نهم) خواهيم گفت.

وارد كردن: اصطلاحي است براي احترام گذاشتن به پيشقدمان و پهلوانان و صاحب كوتاه موقع ورود به زورخانه كه عبارت است از زدن ضرب و زنگ و اداي صلوات و خوشامد گفتن.

لنگ انداختن: حرمت لنگ: لنگ يا نطعي در زورخانه جايگزين پيش بند چرمين كاوه آهنگر است و حرمت ويژه دارد. بعضي اوقات كه كشتي گرفتن دو نفر حريف گره مي خورد , يكي از اكابر قوم براي پايان دادن به كشتي لنگي را به وسط دو حريف پرتاب مي كند و بعضي اوقات اين عمل براي حفظ احترام و حيثيت يكيك از طرفين كشتي صورت مي گيرد. طرفين كشتي موظفند به محض انداختن لنگ يكديگر را رها كنند و مي كنند و اين عمل را حرمت لنگ مي گويند و چون برخي از اوقات لنگ انداختن با مواضعه قبلي صورت مي گيرد در خارج از زورخانه هم اگر كسي در كاري واماند و تسليم شد مي گويند لنگ انداخت.

مريزاد: دست مريزاد: اين جمله در مقام دعا و تمناست ولي در مقام تنگنا و ناچاري علامت تسليم و رضاست به اين معني كه اگر در بين كشتي يكي از طرفين طوري مغلوب شد و در تنگنا افتاد كه خطري براي خود تصور كرد به طرف ديگر دست مريزاد مي گويد و طرف چيره شده او را رها مي كند اين اصطلاح خارج از زورخانه هم در تداول عام و در موارد متعدد مورد استعمال دارد.

كارهاي ايزائي: فن هايي از كشتي گيري است كه حريف را عاجز و زبون مي كند؛ مانند لواشه كه يكي از طرفين حريف را اغفال و انگشت در دهان او كرده به شدت به سمت بيرون مي كشد يا انگشت سبابه حريف را مي پيچاند اين اعمال كه منافي اصول پهلواني در گود مقدس است را كشتي گيران و اهالي ورزش صحيح نمي دانند و به ندرت اتفاق مي افتد.

حرامي گرفتن: حمله ناگهاني بي موقع يكي ازطرفين كشتي است ؛ در موقعي كه حريف آماده كار نيست.

بوسيدن . وابوسيدن: وا بوسيدن ترك كردن كشتي است و اين تركيب قطعاً در برابر بوسيدن گفته شده اما در شروع كشتي تا جائيكه ما ديده ايم بوسيدن مرسوم نيست. اما تصور مي رود دستي كه كشتي گيران به هم مي دهند و باصطلاح ت(فرو مي كوبند) همين بوسيدن باشد زيرا موقعي كه نوچه با پهلواني شروع به كشتي كرد به جاي فرو كوبيدن ؛ دست او را مي بوسد و يا چنانكه بين ساير مردم معمول است پس از آنكه دست كشتي گير دست پهلوان را لمس كرد ؛ به دست خود بوسه مي زند.

اما ترتيب وا بوسيدن اين است كه حريفان بعد از ختم كشتي پشت دست به صورت يا پيشاني خود نهاده و سرها را آنقدر به هم نزديك مي كنند كه كف دست طرفين به يكديگر مي چسبد و بعد از هم جدا مي شوند و اين اصطلاح در خارج از زورخانه هم در موردي كه يكي نسبت به ديگري اظهارعجز مي كند؛ رايج است , مثلاً مي گويد: (ما كه وابوسيديم).

حريف: طرفين كشتي را حريف مي خوانند در خارج ازمحيط ورزشي هم گفته ميشود فلاني حريف فلاني هست يا نيست يعني با هم برابر هستند يا نيستند. ظهوري ترشيزي مي گويد:

گمان مبر كه برايم قضا قدر دارد حريف كشتي من كو به عشق غير از من

قدر . هم قدر: به فتح قاف و دال يعني هم زور بودن دو پهلوان . سابقاً فقط كلمه قدر مورد استعمال بوده و مي گفته اند: فلاني با فلاني قدر است . صائب تبريزي فرمايد:

هنوز كشتي من با معاصران قدر است هنوز غاشيه من به دوش كيوان است

ظهوري ترشيزي گويد:

خوش قدر افتاده جنگ اين دو زور آور به هم خم به يك اندازه شد باز و دو ابروي ترا

خاك كشتي: سابقاً معمول بود براي كشتي هاي خارج از زورخانه زمين را هموار كرده خاك نرمي مي ريختند كه به خاك كشتي موسوم بود . چنانكه امروز تشك كشتي را پهن مي كنند.

اين اصطلاح هنوز در زبان مردم هست كه مثلاً يكي كه با ديگري دعوايي دارد مي گويد خاك كشتي ما در فلان جا ريخته خواهد شد يعني آنجا مبارزه خواهيم كرد.

نيك كار: به كسر كاف كلمه اول، كاري كه مخصوص يك شخص است نيك كار مي گويند مثلا گفته مي شود نيك كاران فلان پهلوان آرنج سرپاست يعني در اين فن تخصص دارد. به اين اصطلاح امروزه شگرد مي گويند.

‌ واگير: اصطلاحي است براي سنگ گرفتن در زورخانه . باين ترتيب كه هر ورزشكاري هر تعداد سنگ گرفت و با خسته شدن سنگ را به زمين گذاشت و نفر بعد از او اين ورزش را انجام داد همان شخص اول باز بسنگ گرفتن مي پردازد و مرتبه دوم را واگير مي گويند و اين اصطلاح در گل كشي ميرنجات هم ذكر شده كه ميگويد:

كه ندانسته به جهان سنگ دگر بر سر سنگ وقت واگير تو شايد به فسون و نيرنگ

سنگ كشتي: اين اصطلاح تقريبا به منزله كيسه بوكس است كه بوكسورها با مشت زدن به آن تمرين مي كنند. سابقاً پهلوانان نامي كه ناچار بوده اند در ايام معين بااشخاص مختلف الوزن زورآزمايي كنند؛ يكي از ورزشكاران كه بدنش بيشتر از وزن پهلوان بوده چند روز قبل از موعد به خانه برده و با وي كشتي مي گرفته و خود را با وزن سنگين او عادت مي داد. تا در موقع كشتي جدي از عهده بلند كردن حريف خود بر آيد . در گذشته اين قبيل كشتي گيران پر وزن را كه اكثراً هم هنري نداشته و براي همين كارها خوب بودند در مقام مزاح سنگ كشتي مي ناميدند.

بد افت: اين اصطلاح عنواني بوده براي كشتي گيراني كه به زحمت از كسي مي افتادند وبه زمين مي خوردند . و گويا كساني را هم كه در كشتي خيلي مقاومت مي كردند و نمي خواستند به آنها عنوان پهلواني بدهند با اين عنوان مي خوانده اند.

بدل كار: عنواني نظير بد افت است و به كساني مي گفتند كه كارهاي بدل را در كشتي خوب به كار مي بردند. در تهران مرحوم سروان كريم زندي (دائي پهلوان معروف معاصر آقاي عباس زندي ) معروف به بدل كار بود و از كشتي گيران نامي به شمار مي رفت.

چركين كردن. چركين شدن: موقعي كه مي گويند فرضا پرويز در كشتي گرفتن منوچهر را چركين كرده اراده آنها از اين اصطلاح آن است كه منوچهر به زمين نخورده اما لكه دار شده چنانچه در گل كشتي ميرنجات مشاهده مي شود سابقا تركيب زشت شدن به جاي چركين شدن مستعمل بوده و يا چون ميرنجات اصفهاني است، اصطلاح مزبور منحصر به اصفهان بوده است.

كشتي در ميان ماندن: مقصود نا تمام ماندن كشتي است كه چون دو نفر در كشتي حريف يكديگر نمي شوند ؛ اتمام كشتي را به وقت ديگري موكول كنند و مي گويند: كشتي آنها در ميان است يا در ميان مانده است.

كشتي گره شدن:همان معني كشتي در ميان ماندن را مي دهد و از اصطلاحات بسيار قديم است كه هنوز هم متداول است.

اين اصطلاح در امور ديگر نيز به كار مي رفته چنانكه ميرالهي شاعر عصر صفوي گفته است:

بگشاي متاع رخ و بفروش نگاهي

سودا چو گره گشت خريدار برد رنج

كشتي پاك شدن يا پاك كردن: از اصطلاحات قديمي و به معني كشتي تمام شدن يا تمام كردن يا تلافي زمين خوردن دركشتي ديگر است ؛ ميرنجات در گل كشتي مي گويد:

از نگاهي بكشد كشتي ما پاك شود چه بهشتي است كه آنشوخ غضبناك شود

ميرزا محسن تآثير مي گويد:

گر مشعل گردون كندم كهنه سواري

با خلق جهان پاك كنم كشتي همت

قاطي شدن: به يكديگر پيچيدن دو نفر كشتي گير است و در برابر تركيب سوا شدن

پهلوان پنبه: در مقام شوخي و مزاح و تخطئه لقب ورزشكاران درشت هيكل و بي هنراست و اين تسميه از قرن ها قبل به مناسبت آدمك هاي پنبه كه حلاجها در موقع چراغاني از گلوله هاي پنبه اي ساخته و جلو دكان خود ميگذاشتند به وجود آمده.

آوردن اين حكايت براي خوانندگان خالي از تفريح نخواهد بود . ميرتقي كاشي صاحب تذكره خلاصه الاشعار معاصر شاه عباس بزرگ در ذيل ترجمه خواجگي عنايت, شاعر كاشي نوشته است: در يكي از شب هاي چراغاني خواجه نعمت كرباس فروش كه مردي ضخيم الجثه و در بشره اش نيز بياض و اصفريت غالب بود. در جلو دكان حلاجي درپهلوي پهلوان پنبه آن دكان نشسته بود . خواجگي عنايت الله شاعر جون او را ديد اين قطعه را گفت:

 

حاجت اين همه خراج نبود

به هر آئين دكه حلاج

پهلوان پنبه احتياج نبود

خواجه نعمت نشسته بود آنجا

پهلوان زنده را عشق است: اين اصطلاح كه مخصوص پهلوانان است در زورخانه به وجود آمده و اكنون در مكالمات روزمره عموم به كار مي رود اشاره به موضوعي است كه متاسفانه هنوز در كشور ما و شايد نقاط ديگري كه مانند ما فكر مي كنند مبتلا يه عموم است و تا هنرمند و دانشمندي زنده است محل اعتنا نيست و پس از مرگ بانواع مختلف تمجيد و تجليل مي شود.

پيش قبض:

1.قسمتي از تنكه كشتي در جلو كمر

2.گرفتن دستهاي حريف و زورآوردن

نطعي: تنكه چرمي ـ قطعه اي از چرم كه به صورت پيش بند بر روي شلوار كشتي مي بستند كه در روزگار ما تبديل به لنگ شده است . نطعي پوشيدني پهلواني متبركي است كه در حقيقت جانشين پيش بند چرمين كاوه آهنگر دلاور مبارز تاريخ كهن ايران زمين و نيز براندازنده حكومت سراسر ظلم و ستم ضحاك ماردوش بوده است. نطعي متبرك است و نبايد ناپاك شود و يا زير دست و پا بيفتد. در روزگار ما لنگ نماد پيش بند چرمين كاوه دلير است. نطعي را بر روي شلوار مي پوشند.

خانه ورزش: زورخانه، ورزش خانه, گود مقدس.

چوب تعليم: چوب بلندي است كه معمولا از جنس ني است و در دست كهنه سواربوده است ؛ جهت تذكر و هدايت ورزشكاران.

سرپا: مشهور به قدرت، آماده كشتي ؛ حريفي كه آماده رفتن به صحنه نبرد است.

خوش پرگار: ورزشكار پرسينه، سينه ستبر و پر عضله.

تنكه: شلوار مخصوص ورزش هاي زورخانه اي و كشتي گيري در گود مقدس زورخانه.

واگير: دوباره، ورزشكاري كه در زير سنگ خسته مي شود سنگ را از او مي گيرند. حركت مجدد او با سنگ را واگير مي گويند.

جست كلاغ: كلاغ پر، يكي از تمرينات پا در زورخانه بوده است.

ورزش با ميل: گوارگه گيري = گورگه گيري.

اين سر و آن سر زدن:از اين سر گود به آن سر گود دويدن و هر بار يك پا را به لبه گود زدن. اين حركت براي تقويت و نيز نمايش چابكي ورزشكار اجرا مي شده است .

مشتمال: نوعي ماساژ و كشش عضلات كه در مخصوص زورخانه است. و در حقيقت يك نوع فيزيو تراپي و بسيار موثر است.

مشتمال چي = كسي كه مشتمال مي دهد = فيزيوتراپيست.

مرشد: آوازخوان و ضرب گير زورخانه، كه وظيفه تهييج، هماهنگي و هدايت ورزشكاران را به عهده دارد. مرشد در لغت اسم فاعل از ارشاد است بمعني : رهبر و راهنما.

نوخاسته: نوخاسته پهلواني است كه به مرحله پهلواني رسيده است، موفقيت هايي كسب كرده و مدعي نيز است.

نوچه: آموزنده فنون، پهلوان مبتدي، ورزشكار جوان.

حق خواني: خواندن اشعار مناسب كه حكمت آميز و پند آموز باشند.

گل كشتي: اشعار شيوا و شورانگيزي كه در وصف كشتي گيران خوانده مي شود. اين واژه در اصل 'قول كشتي ' است و قول كلمات متوازن و شعرگونه را گويند كه در وصف ورزش و پهلواني و پهلوانان و صفات پهلوانان است. در ادبيات فارسي 'قول و غزل' را مترادف مي آورند گويا در قول كلمات غير مقضي هم ديده مي شود.

گل كشتي: كشتي گرفتن (اصطلاح و كنايه است)

خاك كشتي: خاكي كه با آن زمين را مي پوشاندند تا زمين براي كشتي گرفتن نرم باشد. كف زورخانه . در قديم پيش از خاك رس ريختن در كف گود مقاديري بوته گون را آب زده در لايه زيرين مي چيدند و بعد روي آن خاك نرم و مرطوب مي ريخته اند . معمولا هر روز بهنگام شروع ورزش كف گود را آب پاشي مي كردند تا گرد و خاك بلند نشود.

شناي جفتي: پاها در هنگام اين نوع شنا شنا رفتن به هم جفت و چسبيده است.

شناي كشيده: شنا به طريقه جلو انداختن سر و سينه از تخته شنا به بيرون، به طوري كه بدن تا حداكثر ممكن به صورت سينه خيز به جلو برود.

شناي پيچ: با پاهاي جفت شنا رفتن همراه با چرخاندن بدن به طرف راست و چپ.

گه برگه: رجوع شود به گورگه.

گورگه : ميل ورزي، حركت دادن ميل ها روي شانه ها .

شلنگ و تخته: تخته شلنگ، حركت شلنگ تخته پا كوبيدن روي تخته شلنگ است.

كباده زدن: ورزش با كباده(كمان مخصوص زورخانه).

لنگ: پارچه اي بافته شده از نخ، به طول تقريبي دو متر و بيشتر كه از آن به عنوان خشك كن و حوله، رو دوش انداز و نطعي استفاده مي كنند.(نطي يعني پيش بند چرمي كه بر روي شلوار مي پوشند.)

1.استفاده از لنگ به عنوان پوشش تنكه به طور ساده كه مخصوص تازه كارها و ورزشكاران معمولي است.

2.ورزشكاراني كه به مرحله كشتي گرفتن مي رسيدند و كشتي را شروع مي كردند، لنگ را طوري به كمر مي بستند كه جلوي آن لچكي مانند و تقريبا شبيه نطعي مي شد. يك سرلنگ را به طرف راست كمر مي بستند.

3.ورزشكاران در مرحله نوچگي كه قابليت خوبي در كشتي پيدا مي كردند يك لنگ اضافه روي لنگ اوليه مي بستند، دو لنگ.

4.بعد از مرحله دو لنگ، ورزشكار نوخاسته كه در حد پهلواني بود تنكه مي پوشيد.

چهارشانه: ورزشكار كوتاه قد و فربه كه عضلات ضخيم دارد.

كشتي دوستانه: كشتي در گود , كشتي تمريني، كشتي غير رسمي.

كشتي جدي: كشتي رسمي، با اعلام قبلي و در وقت معين كشتي با حريف بيگانه


هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...

نوشتن دیدگاه